X
تبلیغات
رایتل

کلم پلو +پاپ کورن+ فیلم

یکشنبه 7 اسفند‌ماه سال 1390 ساعت 20:42

اصولا فیلم دیدن چیز خوبیست . حالا اگر یک فیلم خوب باشد روی پرده ی یک سینمای توپ دیگر نور بالای نور است. ولی نمی دانم چرا همیشه یک جای کار برای من می لنگد؟ یعنی یا فیلم خوب است و سینما ،زاغه ای است به جا مانده از جنگ جهانی اول ،یا نه سینما عالیست و فیلم  زیادی خز و خیل است.

چند وقت پیش ها فیلم بی نظیر "اینجا بدون من "را دیدم توی سینمایی که به دلیل تعلقش به عهد عتیق و لق بودن پشتی و کفی صندلی هایش خدایم رحم نمود که دچار شکستگی در نواحی سوق الجیشی نشدم. چراغ های سالن هم تا آخر نمایش فیلم روشن ماندند طوری که برای تشخیص و تفکیک آدم ها و فضاهاروی پرده عنبیه و زجاجیه وشبکیه ام از کار افتاد! البته به جای این همه مصیبت خود فیلم حرف نداشت .

حدود یک هفته پیش برای خوردن ناهار! رفتم به یک سینمایی که بامجموعه دست اندرکارانش به دلایل کاری آشنا شده ام و رستوران محشرچهل و اندی ساله دارد . این رستوران به خاطر گردانندگان خوب و متشخصش کلا جای آرام و جمع و جوریست.(این هم تبلیغات از طریق یک رسانه ی پر مخاطب! شیرازی ها بشتابید !صرف نا هار و شام در محیطی امن و آرام همراه با پخش فیلم! )

کلم پلوی معروف رستوران را خوردم و تصمیم گرفتم فیلم روی پرده شان را هم ببینم . سینما واقعا حرف نداشت.نو نوار و شیک و تر و تمیز.  مخصوصا این که یک مقداری رانت و آشنا بازی هم زده بودم قدش. راهنمایی  شدم  به طرف بخش وی آی پی سینما .یک جایی بود شبیه بالکن  درعین حال کاملا مشرف به پرده . برق روکش مخمل صندلی ها داد می زد که تا به حال ماتحت هیچ جنبنده ای به  آن نرسیده . ..خلاصه اساسی کیفور شده بودم  که حضور یک جنتلمن کراوات و ادوکلن زده ی کمر باریک در نقش معاون اجرایی سینما ،با یک پاکت پاپکورن پنیری تیر خلاص را زد !ایشان فرمودند چیز دیگری لازم ندارید ؟ من هم فرمودم! : خیرو با اشاره دست مرخصش کردم!!  (این جور جوگیری هستم من!)

همه چیز عالی بود غیر از خود  فیلم . یعنی یک جورایی هندی بود ودر حد شخصیتی که توی بالکن اختصاصی نشسته و معاون سینمای به آن با کلاسی برایش پاپ کورن سرو می کند نبود! کارگردان انگار دلش خواسته بود یک فیلم هپی اند بسازد و بگوید که اخلاقیات هنوز زنده است و آنها که می گویند اخلاقیات مرگ مغزی شده به نحوی شکر لمبانده اند و زندگی هست و شقایق هست و سیب هم هست و خلاصه همه چیز خیلی زیبا هست!!از میزان غنای بازی ها هم کافیست بگویم بازیگر نقش اول فیلم ،همان بازیگر نقش ستایش در سریال ستایش ( دامت هنرها!)بودندو اینها!

گفتم که همیشه یک جای کار من می لنگد حتی سینما رفتنم. یعنی حتی نفهمیدم چرا اسم فیلم "ساعت شلوغی" است .


**********


پی  ذوق نوشت : بعضی وقت ها ، بعضی نوشته ها چنان سر ذوقم می آورند که نمی دانم چه کار کنم. عجالتا شما هم اگر این پست ابر چند ضلعی را نخوانده اید بخوانید و مثل من محظوظ شوید.